خواب
سلام بر فسقلي خودم، حال شما خانوم كوچولو؟؟
خانومي ديشب خوابتو ديدم، خواب ديدم اومدي تو دلم، ٣ ماه زودتر از اونيكه بايد بياي، كلي سوپرايز شده بوديم، هي من مي گفتم اينقدر كه مامان برنامه ريزي كرد هر وقت دلت خواست اومدي؟؟ به بابايي مي گفتم رژيم دختر را نگرفتم، حالا ني نيمون پسر مي شه، كلي هم ويار داشتم و حالم بد بود، تازه به بابايي هم گفتم تا صداي قلب نازت را نشنويم به مامان بزرگها هيچي نمي گيم، سه ماهم بود و هيچي به هيچكس نگفتيم، نهايتا هم از درد پري از خواب پريدم گلي جون... نفهميدم آخرش دختر بودي يا گل پسر
ولي جدي ماماني شيطوني نكني و زودتر بياياااا، بزار همه چيا واسه اومدنت آماده كنم، با اين كه خيلي دلتنگتم ولي يه كم ديگه دوري لازمه!!!
مامان جون غصه ام مي شه كه اگه دختر بشي درد پري بكشي، آخه مگه ما دخترها چه گناهي كردم، ديروز تا حالا از دل درد مردم، تازه اخلاقم هم بد مي شه، ديشب سر هيچي با بابايي قهر كردم، همينطوري، بابايي هم هي ميومد پيشم و من هي ....
دلم واسش مي سوزه، خانومه بدي شدم آخه :-|
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خواب
مینا